اولین مسافرت مجردی بدون سارینا 92.5.24
سلام به عشق خودم و همه دوستان خوبم من چندروزی رفته بودم مسافرت البته بدون سارینا من و هادی 2تایی وسارینا رو گذاشته بودم خونه مامانم اینا بخاطر همین نبودم چندوقتی وای دیروز برگشتیم اینقدر دلم تنگ شده بود برای عشقم که نگو هادی رو که میذاشتی و منم که به هادی همش داشت فیلمها و عکسات نگاه میکرد و این چندروز خوب گشتیم برای خودمان و کلی هم لباس برای جوجه مرغ قشنگم که دلم برات یذره شده بود و دوست داشتم فقط یلحظه بدنت بو کنم و تو بغلم بگیرم بخاطر همین وقتی دیروز ساعت 8شب رسیدیم خونه سریع بابایی اومده و تورو اورد خونه وکلی قیافت عوض شده بود قیافت بیشتر دخترونه شده بود و کمی چشم نخوری تپل تر شده بودی و ولی همین که اومدی خونه بعد 10 مین رفت...
نویسنده :
مامی فریبا
12:25


