ساریناسارینا، تا این لحظه: 13 سال و 10 ماه و 17 روز سن داره

دختر نازنینم سارینا

اولین مسافرت مجردی بدون سارینا 92.5.24

سلام به عشق خودم و همه دوستان خوبم من چندروزی رفته بودم مسافرت البته بدون سارینا من و هادی 2تایی وسارینا رو گذاشته بودم خونه مامانم اینا بخاطر همین نبودم چندوقتی وای دیروز برگشتیم اینقدر دلم تنگ شده بود برای عشقم که نگو هادی رو که میذاشتی و منم که به هادی همش داشت فیلمها و عکسات نگاه میکرد  و این چندروز خوب گشتیم برای خودمان و کلی هم لباس برای جوجه مرغ قشنگم که دلم برات یذره شده بود و دوست داشتم فقط یلحظه بدنت بو کنم و تو بغلم بگیرم بخاطر همین وقتی دیروز ساعت 8شب رسیدیم خونه سریع بابایی اومده و تورو اورد خونه وکلی قیافت عوض شده بود قیافت بیشتر دخترونه شده بود و کمی چشم نخوری تپل تر شده بودی و ولی همین که اومدی خونه بعد 10 مین رفت...
30 مرداد 1392

11.5.92سالگرد خرید سیسمونی

سلام به گل قشنگم پارسال در تاریخ91.5.11ساعت 4صبح رفتیم شیراز برای خرید سیسمونی تو پارسال 5ماهت بود گل مامان وامسال 1سال از اون موقع میگذره و شکر خدا تو صحیح و سالم پیش مایی
18 مرداد 1392

بالاخره 1مروارید گیرت اومد92.5.8

سلام عسلم وای من فدات شم الهی بالاخره 1دندان دراوردی مبارکت باشه عزیزم وای خیلی منتظر همچین لحظه ای بودم .حالا بگم از کجا فهمیدم نزدیک 1هفته بود که 2 از لثه های جلوییت سفید شده بودن  که منم منتظر و خوشحال تا ببینم کلا کی قراره این 2دندان کوچولوت بیرون بیان تا اینکه دیشب 92.5.8مصادف با شهادت امام علی (ع)که رفته بودیم خونه مامان بابایی که براشون شله زرد نذری آورده بودن که مامان بزرگ رفت اوردش برای ما که بخوریم و منم اومده یکم بتو بدم که دیدم قاشق داره چق چق میکنه وقتی که بهت غذا میدم دست زدم دیدم بله جوجه سارینا یه دندان از 2پایینیاش که سمت راست نیش زده  کلی ذوق کردم کلییییییییییییییییییییی ...
13 مرداد 1392
1